مدیریت بازاریابی را کوشش آگاهانه برای دست یابی به نتایج مبادله مطلوب با بازارهای مورد نظر دانسته اند. شناخت فلسفه هایی که راهنمای اینگونه کوشش های بازاریابی هستند و آگاهی از ارزش نسبی هریک در ارتباط با سازمان و جامعه موضوع مورد بحث ما می باشد. پنج دیدگاه هست که سازمان های انتفاعی و غیر انتفاعی می توانند در اجرای فعالیت های بازاریابی خود آنها را مطالعه و پیگیری می کنند. این دیدگاه ها عبارتند از: تولید، محصول، فروش، بازاریابی و بازاریابی اجتماعی.

 

2-1-3-1)  دیدگاه تولید[1]

گرایش تولید یکی از قدیمی ترین فلسفه ها برای رهنمود دادن به فروشندگان می باشد. گرایش تولید برپایۀ این فرض بنا شده می باشد که مصرف کنندگان خواهان محصولاتی هستند که در دسترس بوده و استطاعت خرید آن را داشته باشند؛ پس مدیریت بایستی فعالیت خود را بر بهبود کارایی تولید و توزیع متمرکز کند.

هنوز هم دیدگاه تولید یکی از دیدگاه های مفیدی می باشد که در دو وضع زیر کاربرد دارد. نخستین وضع مربوط به زمانی می باشد که تقاضا برای محصول بیش از عرضه باشد. در اینجا مدیریت بایستی برای افزایش تولید درصدد یافتن راههایی برآید. دومین وضع مربوط به زمانی می باشد که قیمت تمام شده محصول بسیار بالا باشد و بایستی برای کاهش آن چاره ای اندیشید. برای مثال، فلسفل هنری فورد[2] که اولین خودرو را به گونه انبوه تولید نمود، این بود که تولید مدل ((تی)) را بالا ببرد و قیمت آن را هرچه بیشتر پایین بیاورد تا افراد بیشتری استطاعت خرید آن ماشین را داشته باشند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

بعضی از سازمان های خدماتی، مانند نهادهای دولتی، از این فلسفه پیروی می کنند. اگرچه این نهادها قادرند معضلات تعداد زیادی ارباب رجوع را برطرف کنند، اما این نوع مدیریت باعث نارضایتی مراجعه کنندگان می گردد. دراین سازمان ها فرض براین می باشد که ارباب رجوع به خدمات اراﺋﻪ شده نیاز دارند. پس برای راضی کردن این افراد به گونه بهینه اقدامی صورت نمی گیرد.

 

2-1-3-2) دیدگاه محصول[3]

یکی دیگر از دیدگاه های عمده ای که دربازاریابی هست، دیدگاه محصول می باشد. این دیدگاه براین اصل بنا شده می باشد که مصرف کنندگان، محصولاتی که بهترین کیفیت، کارکرد و شکل را دارند خواهند خرید؛ پس سازمان بایدانرژی خود را به بهبود داﺋم محصول اختصاص دهد.

دیدگاه محصول می تواند به” نزدیک بینی بازاریابی” منتهی گردد.  برای مثال، مدیران راه آهن آمریکا چنین می اندیشند که مصرف کنندگان خواستار راه آهن هستند و نه وسیلۀ حمل و نقل، از این رو به چالش بزرگ و روزافزونی که به وسیلۀ خطوط هوایی، اتوبوس، کامیون و خودروشخصی در پیش رویشان قرار داشت توجه نکردند

 

2-1-3-3) دیدگاه فروش[4]

بسیاری از سازمان ها به دیدگاه فروش توجه می کنند و آن بدین معنی می باشد که اگر سازمان کوشش وسیع و گسترده ای را در امر فروش و افزایش آن انجام ندهد، محصولات شرکت فروش نخواهند رفت. در مرحلۀ اقدام، این دیدگاه را در ارتباط با کالای ناخواسته به کار می برند، یعنی کالایی که خریدار به فکر خرید آن نمی افتد، همانند صنعت بیمه. دست اندرکاران صنایع بایستی بتوانند خریداران احتمالی را شناسایی کنند و محصولات خود را به فروش برسانند.

  1. 3. Production trends

4 . Henry Ford

1 . Product Trends

  1. 2. Sales trends
  2.  متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود

    متن کامل